عشق خاکی
تا هستم اونم هست ^-^
بار دیگر یاد دلبر می کنم
نغمه ی یابن الحسن سر می کنم
بار دیگر می رود از کف قرار
قلب من پر می کشد سوی نگار
می کنم یاد از امام منتظر
آن یگانه منجی کل بشر
گر چه از وصفش زبانم الکَن است
نام او آرامش قلب من است
نام مهدی یاد مهدی دل گشاست
بر تمام خلق او مشکل گشاست
یاد مهدی دل منور میکند
شادمان زهرای اطهر می کند
یاد مهدی یاد حق ذکر خداست
از خدا مهدیّ قرآن کِی جداست ؟
یاد مهدی یاد جمله اولیاست
چون که صد آمد نود هم پیش ماست
یاد مهدی چون نشان زندگی ست
بی ولیّ عصر بودن مردگی ست
خلوت اهل ولا با مهدی است
ذکر اهل معرفت یا مهدی است
گوییا این نام اسم اعظم است
هر چه یا مهدی بگویی هم کم است
ذکر یا مهدی توانم می دهد
حق و باطل را نشانم می دهد
حق هم اکنون نزد مهدی هست و بس
دم مزن ای اهل حق از هیچ کس
نور کن در نزد مهدی جستجو
ظلمت محض است هر کس غیر او
حضرت مهدی تمام دین ماست
دین ما ایمان ما آیین ماست
دین حق را او هم اکنون صاحب است
دم زدن از انتظارش واجب است
حضرت صاحب بود عین الحیات
هرکه با مهدی است می یابد نجات
هر که شد بیگانه با صاحب زمان
او بود کافر مسلمانش ندان
هرکه یاد مهدی قرآن نبود
از عبادت های او ، او را چه سود
هرکه نشناسد امام خویش را
داده بر شیطان زمام خویش را
شیعه بر این اعتقاد و باور است
هر کسی مهدی ندارد کافر است
شیعیان رسم تشیع این نبود
باید این زنگار غفلت را ز دود
شیعه پس سنگین چرا گو شَت شده
عهد و پیمانت فراموشت شده
عالم میثاق پیمان بسته ای
پس چرا پیمان خود بشکسته ای ؟
شیعه مولای غریبت یاد کن
از غم هجران او فریاد کن
هیچ دانی حال مولا چون بود ؟
دیده اش گریان و قلبش خون بود
هیچ داری از دل مهدی خبر ؟
گریه های هر شبش را تا سحر
هیچ می دانی که دستش بسته است ؟
پشت او ازبارغم بشکسته است
از پس پرده نمی آید برون
دوستانس اندک و دشمن فزون
او که ارباب تمام عالم است
من بمیرم سر به زانوی غم است
او که از سوی خدا حجت بود
رهسپار وادی غربت بود
گر چه موعود تمام انبیاست
افتخار انبیا و اولیاست
لیک اکنون ساکن صحرا شده
بی کس و بی یاور و تنها شده
داغدار زینب کبراست او
اشکبار غصّه ی زهراست او
مانده خون جدّ او بی انتقام
ذوالفقارش هم کماکان در نیام
هیچ معصومی چنین مضطر نگشت
همچو مهدی دیدگانش تر نگشت
این بلا را هیچ پیغمبر ندید
این مصیبت را فقط مهدی خرید
شیعیان ! مهدی غریب و بی کس است
جان مولامعصیت دیگر بس است
شیعیان ! بس نیست غفلت هایمان
غربت و تنهایی مولا یمان
ما ز خود مولایمان را رانده ایم
ا ز امام خویش غافل مانده ایم
گرچه از یمن وجودش زنده ایم
قلب او را بار ها سوزانده ایم
دست مهدی بسته از رفتار ماست
قفل زندانش همین کردار ماست
ما عبید و عبد دنیا گشته ایم
غافل از مهدی زهرا گشته ایم
بی خبر از غصه ی مولا شدیم
جملگی سرگرم این دنیا شدیم
از دعا بهر فرج غافل شدیم
سخت مشغول ره باطل شدیم
من که دارم ادعای شیعگی
پاسخی دارم به جز شرمندگی
غافلم از غربت مهدی اگر
گشته ام کوفی ندارم خود خبر
غفلت از مولای خوبان تا به کی ؟
این چنین مبهوت و حیران تا به کی ؟
ای که از آل عبا دم میزنی
دم ز مهدی پس چرا کم میزنی
مهدی زهرا حسینی دیگر است
آخرین معصوم نسل حیدر است
غیبت او کربلایی دیگر است
بهر شیعه ابتلایی دیگر است
کلّ ارض کربلا یعنی همین
خالی از حجت نمیماند زمین
شیعیان « هل من معین » آید به گوش
بشنوید ای حق پرستان این سروش
کیست مهدی را کنون یاری کند
از اما خود طرفداری کند
کو بُرَیر و کو زُهَیر و کو حبیب
تا نماند مهدی زهرا غریب
کو ابوفاضل علمدار شهید
سیصد و اندی صحابی رشید
عون و جعفر ، حضرت قاسم کجاست
هانی بن عروه و مسلم کجاست
شیعیان اهل ولا و درد کیست ؟
ا ندر این وادی غربت مرد کیست ؟
صبح عاشوراست یاران دیر نیست
همچو حر آماده و آزاده کیست
دین همان مهدیست دین باور شوید
بر امام عصر خود یاور شوید
اسب های رزمتان را زین کنید
کوچه های شهر را آذین کنید
میرسد ازره ولی کردگار
وارث حیدر به دستش ذولفقار
نظرات شما عزیزان:
پاسخ:mrci jejar
tags:
